📚 جزوه لغات A1

لغات مرتب‌شده بر اساس نوع کلمه + تمرین برای هر لغت

موضوع: Wortschatz
سطح: A1
تعداد لغت: 87
ساختار: لغت + مثال + تمرین
نکته مهم: der Morgen یعنی صبح، morgen یعنی فردا، و morgens یعنی صبح / صبح‌ها.

اطلاعات زبان‌آموز

اسم‌هاNomen

#لغت آلمانیمعنی فارسینوعجمعمثال
1die Uhrساعتاسمdie UhrenEs ist vier Uhr.
ساعت چهار است.
2die Uhrzeitزمان / ساعتاسمdie UhrzeitenDie Uhrzeit ist wichtig.
زمان مهم است.
3die Zeitوقت / زماناسمdie ZeitenIch habe heute Zeit.
من امروز وقت دارم.
4die Minuteدقیقهاسمdie MinutenEine Stunde hat sechzig Minuten.
یک ساعت شصت دقیقه دارد.
5der Morgenصبحاسمdie MorgenDer Morgen ist schön.
صبح زیباست.
6der Vormittagقبل از ظهراسمdie VormittageAm Vormittag habe ich Deutschkurs.
قبل از ظهر کلاس آلمانی دارم.
7der Mittagظهراسمdie MittageAm Mittag esse ich.
ظهر غذا می‌خورم.
8der Nachmittagبعدازظهراسمdie NachmittageAm Nachmittag lerne ich Deutsch.
بعدازظهر آلمانی می‌خوانم.
9der Abendعصر / شباسمdie AbendeAm Abend sehe ich fern.
عصر تلویزیون نگاه می‌کنم.
10die Nachtشباسمdie NächteIn der Nacht schlafe ich.
شب می‌خوابم.
11die Mitternachtنیمه‌شباسمdie MitternächteDer Film beginnt um Mitternacht.
فیلم نیمه‌شب شروع می‌شود.
12der Kursکلاس / دورهاسمdie KurseDer Kurs beginnt um neun Uhr.
کلاس ساعت نه شروع می‌شود.
13der Deutschkursکلاس آلمانیاسمdie DeutschkurseIch habe heute Deutschkurs.
من امروز کلاس آلمانی دارم.
14die Übungتمریناسمdie ÜbungenDie Übung beginnt um zwei Uhr.
تمرین ساعت دو شروع می‌شود.
15die Hausaufgabeتکلیفاسمdie HausaufgabenIch mache Hausaufgaben.
من تکلیف انجام می‌دهم.
16die Pauseاستراحتاسمdie PausenDie Pause ist um halb eins.
استراحت ساعت دوازده و نیم است.
17der Busاتوبوساسمdie BusseDer Bus kommt um acht Uhr.
اتوبوس ساعت هشت می‌آید.
18der Flugپروازاسمdie FlügeDer Flug ist um zehn Uhr.
پرواز ساعت ده است.
19der Filmفیلماسمdie FilmeDer Film beginnt um Mitternacht.
فیلم نیمه‌شب شروع می‌شود.
20das Frühstückصبحانهاسمdie FrühstückeDas Frühstück ist um sieben Uhr.
صبحانه ساعت هفت است.
21das Mittagessenناهاراسمdie MittagessenDas Mittagessen ist um zwölf Uhr.
ناهار ساعت دوازده است.
22die Spracheزباناسمdie SprachenWelche Sprachen sprichst du?
چه زبانهایی صحبت میکنی؟
23Deutschآلمانیاسم / زبان—Ich lerne Deutsch.
من آلمانی یاد می‌گیرم.
24Persischفارسیاسم / زبان—Ich spreche Persisch.
من فارسی صحبت می‌کنم.
25Englischانگلیسیاسم / زبان—Ich spreche Englisch.
من انگلیسی صحبت می‌کنم.
26Deutschlandآلماناسم خاص—Ich wohne in Deutschland.
من در آلمان زندگی می‌کنم.
27Iranایراناسم خاص—Ich komme aus Iran.
من اهل ایران هستم.
28Afghanistanافغانستاناسم خاص—Ich komme aus Afghanistan.
من اهل افغانستان هستم.
29der Berufشغلاسمdie BerufeWas bist du von Beruf?
شغلت چیست؟
30die Familieخانوادهاسمdie FamilienIch besuche meine Familie.
من خانواده‌ام را ملاقات می‌کنم.
31das Wochenendeآخر هفتهاسمdie WochenendenWas machst du am Wochenende?
آخر هفته چه کار می‌کنی؟

فعل‌هاVerben

#لغت آلمانیمعنی فارسینوعمثال
32seinبودنفعلIch bin 27 Jahre alt.
من ۲۷ ساله هستم.
33habenداشتنفعلIch habe heute Deutschkurs.
من امروز کلاس آلمانی دارم.
34heißenنام داشتنفعلIch heiße Mohammad.
اسم من محمد است.
35kommenآمدنفعلIch komme um acht Uhr.
من ساعت هشت می‌آیم.
36zurückkommenبرگشتنفعل جداشدنیIch komme um Mitternacht zurück.
من نیمه‌شب برمی‌گردم.
37wohnenزندگی کردنفعلIch wohne in Deutschland.
من در آلمان زندگی می‌کنم.
38sprechenصحبت کردنفعلIch spreche Persisch.
من فارسی صحبت می‌کنم.
39lernenیاد گرفتن / درس خواندنفعلIch lerne Deutsch.
من آلمانی یاد می‌گیرم.
40arbeitenکار کردنفعلIch arbeite von acht bis sechzehn Uhr.
من از هشت تا شانزده کار می‌کنم.
41machenانجام دادنفعلIch mache Hausaufgaben.
من تکلیف انجام می‌دهم.
42beginnenشروع شدنفعلDer Kurs beginnt um neun Uhr.
کلاس ساعت نه شروع می‌شود.
43frühstückenصبحانه خوردنفعلIch frühstücke um sieben Uhr.
من ساعت هفت صبحانه می‌خورم.
44aufstehenبیدار شدن / بلند شدنفعل جداشدنیIch stehe um sechs Uhr auf.
من ساعت شش بیدار می‌شوم.
45essenخوردنفعلIch esse um zwölf Uhr.
من ساعت دوازده غذا می‌خورم.
46schlafenخوابیدنفعلIch schlafe um elf Uhr nachts.
من شب ساعت یازده می‌خوابم.
47fernsehenتلویزیون نگاه کردنفعل جداشدنیIch sehe abends fern.
من شب تلویزیون نگاه می‌کنم.
48hörenگوش کردن / شنیدنفعلIch höre gern Musik.
من با علاقه موسیقی گوش می‌کنم.
49spielenبازی کردنفعلIch spiele gern Fußball.
من با علاقه فوتبال بازی می‌کنم.
50lesenخواندنفعلIch lese gern.
من با علاقه مطالعه می‌کنم.
51kochenآشپزی کردنفعلIch koche gern.
من با علاقه آشپزی می‌کنم.
52besuchenملاقات کردنفعلIch besuche meine Familie.
من خانواده‌ام را ملاقات می‌کنم.
53bleibenماندنفعلIch bleibe zu Hause.
من در خانه می‌مانم.
54gehenرفتنفعلIch gehe zum Kurs.
من به کلاس می‌روم.

صفت‌هاAdjektive

#لغت آلمانیمعنی فارسینوعمثال
55gutخوبصفتDer Kurs ist gut.
کلاس خوب است.
56neuجدید / تازهصفتIch bin neu im Kurs.
من در کلاس تازه هستم.
57wichtigمهمصفتDeutsch ist wichtig.
آلمانی مهم است.
58pünktlichسر وقتصفت / قیدIch bin pünktlich.
من سر وقت هستم.
59spätدیرصفت / قیدEs ist spät.
دیر است.
60frühزودصفت / قیدIch komme früh.
من زود می‌آیم.

قیدها و زمان‌هاAdverbien

#لغت آلمانیمعنی فارسینوعمثال
61morgenفرداقید زمانIch komme morgen.
من فردا می‌آیم.
62morgensصبح / صبح‌هاقید زمانIch frühstücke morgens.
من صبح‌ها صبحانه می‌خورم.
63vormittagsقبل از ظهرقید زمانIch habe vormittags Deutsch.
من قبل از ظهر آلمانی دارم.
64mittagsظهرقید زمانIch esse mittags.
من ظهر غذا می‌خورم.
65nachmittagsبعدازظهرقید زمانIch lerne nachmittags.
من بعدازظهر درس می‌خوانم.
66abendsعصر / شبقید زمانIch sehe abends fern.
من شب تلویزیون نگاه می‌کنم.
67nachtsشب / شب‌هاقید زمانIch schlafe nachts.
من شب‌ها می‌خوابم.
68mitternachtsنیمه‌شب / حوالی نیمه‌شبقید زمانDer Film beginnt mitternachts.
فیلم نیمه‌شب شروع می‌شود.
69heuteامروزقید زمانIch lerne heute Deutsch.
من امروز آلمانی می‌خوانم.
70jetztالانقید زمانWie spät ist es jetzt?
الان ساعت چند است؟
71gernبا علاقهقیدIch lerne gern Deutsch.
من با علاقه آلمانی یاد می‌گیرم.
72auchهم / نیزقیدIch lerne auch Deutsch.
من هم آلمانی یاد می‌گیرم.
73ein bisschenکمیعبارت قیدیIch spreche ein bisschen Deutsch.
من کمی آلمانی صحبت می‌کنم.
74noch nichtهنوز نهعبارت قیدیIch arbeite noch nicht.
من هنوز کار نمی‌کنم.

حروف اضافه و عبارت‌هاPräpositionen / Ausdrücke

#لغت آلمانیمعنی فارسینوعمثال
75umدر ساعتِ ...حرف اضافهIch komme um acht Uhr.
من ساعت هشت می‌آیم.
76gegenحدودِ ...حرف اضافه / قیدIch komme gegen acht Uhr.
من حدود ساعت هشت می‌آیم.
77vonازحرف اضافهIch arbeite von acht Uhr.
من از ساعت هشت کار می‌کنم.
78bisتاحرف اضافهIch arbeite bis sechzehn Uhr.
من تا ساعت شانزده کار می‌کنم.
79von ... bis ...از ... تا ...عبارت زمانیIch arbeite von acht bis sechzehn Uhr.
من از هشت تا شانزده کار می‌کنم.
80nachبعد ازحرف اضافهEs ist fünf nach drei.
ساعت سه و پنج دقیقه است.
81vorقبل از / مانده بهحرف اضافهEs ist zehn vor fünf.
ده دقیقه مانده به پنج است.
82Viertel nachیک ربع بعد ازعبارت زمانیEs ist Viertel nach sechs.
ساعت شش و ربع است.
83Viertel vorیک ربع مانده بهعبارت زمانیEs ist Viertel vor drei.
یک ربع مانده به سه است.
84halbنیمعبارت زمانیEs ist halb acht.
ساعت هفت و نیم است.
85zu Hauseدر خانهعبارت مکانیIch bin zu Hause.
من در خانه هستم.
86zum = zu+dem به حرف اضافهIch gehe zum Kurs.
من به کلاس می‌روم.
87am = an + demدر / کنار / بهحرف اضافهAm Wochenende lerne ich Deutsch.
آخر هفته آلمانی می‌خوانم.

تمرین برای هر لغتÜbungen

برای هر لغت، معنی، نوع کلمه و یک جمله آلمانی بنویس. بعد با دکمه، جواب و نمونه را ببین.
تمرین 1
die Uhr
معنی: ساعت
نوع: اسم
نمونه: Es ist vier Uhr.
ساعت چهار است.
تمرین 2
die Uhrzeit
معنی: زمان / ساعت
نوع: اسم
نمونه: Die Uhrzeit ist wichtig.
زمان مهم است.
تمرین 3
die Zeit
معنی: وقت / زمان
نوع: اسم
نمونه: Ich habe heute Zeit.
من امروز وقت دارم.
تمرین 4
die Minute
معنی: دقیقه
نوع: اسم
نمونه: Eine Stunde hat sechzig Minuten.
یک ساعت شصت دقیقه دارد.
تمرین 5
der Morgen
معنی: صبح
نوع: اسم
نمونه: Der Morgen ist schön.
صبح زیباست.
تمرین 6
der Vormittag
معنی: قبل از ظهر
نوع: اسم
نمونه: Am Vormittag habe ich Deutschkurs.
قبل از ظهر کلاس آلمانی دارم.
تمرین 7
der Mittag
معنی: ظهر
نوع: اسم
نمونه: Am Mittag esse ich.
ظهر غذا می‌خورم.
تمرین 8
der Nachmittag
معنی: بعدازظهر
نوع: اسم
نمونه: Am Nachmittag lerne ich Deutsch.
بعدازظهر آلمانی می‌خوانم.
تمرین 9
der Abend
معنی: عصر / شب
نوع: اسم
نمونه: Am Abend sehe ich fern.
عصر تلویزیون نگاه می‌کنم.
تمرین 10
die Nacht
معنی: شب
نوع: اسم
نمونه: In der Nacht schlafe ich.
شب می‌خوابم.
تمرین 11
die Mitternacht
معنی: نیمه‌شب
نوع: اسم
نمونه: Der Film beginnt um Mitternacht.
فیلم نیمه‌شب شروع می‌شود.
تمرین 12
der Kurs
معنی: کلاس / دوره
نوع: اسم
نمونه: Der Kurs beginnt um neun Uhr.
کلاس ساعت نه شروع می‌شود.
تمرین 13
der Deutschkurs
معنی: کلاس آلمانی
نوع: اسم
نمونه: Ich habe heute Deutschkurs.
من امروز کلاس آلمانی دارم.
تمرین 14
die Übung
معنی: تمرین
نوع: اسم
نمونه: Die Übung beginnt um zwei Uhr.
تمرین ساعت دو شروع می‌شود.
تمرین 15
die Hausaufgabe
معنی: تکلیف
نوع: اسم
نمونه: Ich mache Hausaufgaben.
من تکلیف انجام می‌دهم.
تمرین 16
die Pause
معنی: استراحت
نوع: اسم
نمونه: Die Pause ist um halb eins.
استراحت ساعت دوازده و نیم است.
تمرین 17
der Bus
معنی: اتوبوس
نوع: اسم
نمونه: Der Bus kommt um acht Uhr.
اتوبوس ساعت هشت می‌آید.
تمرین 18
der Flug
معنی: پرواز
نوع: اسم
نمونه: Der Flug ist um zehn Uhr.
پرواز ساعت ده است.
تمرین 19
der Film
معنی: فیلم
نوع: اسم
نمونه: Der Film beginnt um Mitternacht.
فیلم نیمه‌شب شروع می‌شود.
تمرین 20
das Frühstück
معنی: صبحانه
نوع: اسم
نمونه: Das Frühstück ist um sieben Uhr.
صبحانه ساعت هفت است.
تمرین 21
das Mittagessen
معنی: ناهار
نوع: اسم
نمونه: Das Mittagessen ist um zwölf Uhr.
ناهار ساعت دوازده است.
تمرین 22
die Sprache
معنی: زبان
نوع: اسم
نمونه: Welche Sprache sprichst du?
چه زبانی صحبت می‌کنی؟
تمرین 23
Deutsch
معنی: آلمانی
نوع: اسم / زبان
نمونه: Ich lerne Deutsch.
من آلمانی یاد می‌گیرم.
تمرین 24
Persisch
معنی: فارسی
نوع: اسم / زبان
نمونه: Ich spreche Persisch.
من فارسی صحبت می‌کنم.
تمرین 25
Englisch
معنی: انگلیسی
نوع: اسم / زبان
نمونه: Ich spreche Englisch.
من انگلیسی صحبت می‌کنم.
تمرین 26
Deutschland
معنی: آلمان
نوع: اسم خاص
نمونه: Ich wohne in Deutschland.
من در آلمان زندگی می‌کنم.
تمرین 27
Iran
معنی: ایران
نوع: اسم خاص
نمونه: Ich komme aus Iran.
من اهل ایران هستم.
تمرین 28
Afghanistan
معنی: افغانستان
نوع: اسم خاص
نمونه: Ich komme aus Afghanistan.
من اهل افغانستان هستم.
تمرین 29
der Beruf
معنی: شغل
نوع: اسم
نمونه: Was bist du von Beruf?
شغلت چیست؟
تمرین 30
die Familie
معنی: خانواده
نوع: اسم
نمونه: Ich besuche meine Familie.
من خانواده‌ام را ملاقات می‌کنم.
تمرین 31
das Wochenende
معنی: آخر هفته
نوع: اسم
نمونه: Was machst du am Wochenende?
آخر هفته چه کار می‌کنی؟
تمرین 32
sein
معنی: بودن
نوع: فعل
نمونه: Ich bin 27 Jahre alt.
من ۲۷ ساله هستم.
تمرین 33
haben
معنی: داشتن
نوع: فعل
نمونه: Ich habe heute Deutschkurs.
من امروز کلاس آلمانی دارم.
تمرین 34
heißen
معنی: نام داشتن
نوع: فعل
نمونه: Ich heiße Mohammad.
اسم من محمد است.
تمرین 35
kommen
معنی: آمدن
نوع: فعل
نمونه: Ich komme um acht Uhr.
من ساعت هشت می‌آیم.
تمرین 36
zurückkommen
معنی: برگشتن
نوع: فعل جداشدنی
نمونه: Ich komme um Mitternacht zurück.
من نیمه‌شب برمی‌گردم.
تمرین 37
wohnen
معنی: زندگی کردن
نوع: فعل
نمونه: Ich wohne in Deutschland.
من در آلمان زندگی می‌کنم.
تمرین 38
sprechen
معنی: صحبت کردن
نوع: فعل
نمونه: Ich spreche Persisch.
من فارسی صحبت می‌کنم.
تمرین 39
lernen
معنی: یاد گرفتن / درس خواندن
نوع: فعل
نمونه: Ich lerne Deutsch.
من آلمانی یاد می‌گیرم.
تمرین 40
arbeiten
معنی: کار کردن
نوع: فعل
نمونه: Ich arbeite von acht bis sechzehn Uhr.
من از هشت تا شانزده کار می‌کنم.
تمرین 41
machen
معنی: انجام دادن
نوع: فعل
نمونه: Ich mache Hausaufgaben.
من تکلیف انجام می‌دهم.
تمرین 42
beginnen
معنی: شروع شدن
نوع: فعل
نمونه: Der Kurs beginnt um neun Uhr.
کلاس ساعت نه شروع می‌شود.
تمرین 43
frühstücken
معنی: صبحانه خوردن
نوع: فعل
نمونه: Ich frühstücke um sieben Uhr.
من ساعت هفت صبحانه می‌خورم.
تمرین 44
aufstehen
معنی: بیدار شدن / بلند شدن
نوع: فعل جداشدنی
نمونه: Ich stehe um sechs Uhr auf.
من ساعت شش بیدار می‌شوم.
تمرین 45
essen
معنی: خوردن
نوع: فعل
نمونه: Ich esse um zwölf Uhr.
من ساعت دوازده غذا می‌خورم.
تمرین 46
schlafen
معنی: خوابیدن
نوع: فعل
نمونه: Ich schlafe um elf Uhr nachts.
من شب ساعت یازده می‌خوابم.
تمرین 47
fernsehen
معنی: تلویزیون نگاه کردن
نوع: فعل جداشدنی
نمونه: Ich sehe abends fern.
من شب تلویزیون نگاه می‌کنم.
تمرین 48
hören
معنی: گوش کردن / شنیدن
نوع: فعل
نمونه: Ich höre gern Musik.
من با علاقه موسیقی گوش می‌کنم.
تمرین 49
spielen
معنی: بازی کردن
نوع: فعل
نمونه: Ich spiele gern Fußball.
من با علاقه فوتبال بازی می‌کنم.
تمرین 50
lesen
معنی: خواندن
نوع: فعل
نمونه: Ich lese gern.
من با علاقه مطالعه می‌کنم.
تمرین 51
kochen
معنی: آشپزی کردن
نوع: فعل
نمونه: Ich koche gern.
من با علاقه آشپزی می‌کنم.
تمرین 52
besuchen
معنی: ملاقات کردن
نوع: فعل
نمونه: Ich besuche meine Familie.
من خانواده‌ام را ملاقات می‌کنم.
تمرین 53
bleiben
معنی: ماندن
نوع: فعل
نمونه: Ich bleibe zu Hause.
من در خانه می‌مانم.
تمرین 54
gehen
معنی: رفتن
نوع: فعل
نمونه: Ich gehe zum Kurs.
من به کلاس می‌روم.
تمرین 55
gut
معنی: خوب
نوع: صفت
نمونه: Der Kurs ist gut.
کلاس خوب است.
تمرین 56
neu
معنی: جدید / تازه
نوع: صفت
نمونه: Ich bin neu im Kurs.
من در کلاس تازه هستم.
تمرین 57
wichtig
معنی: مهم
نوع: صفت
نمونه: Deutsch ist wichtig.
آلمانی مهم است.
تمرین 58
pünktlich
معنی: سر وقت
نوع: صفت / قید
نمونه: Ich bin pünktlich.
من سر وقت هستم.
تمرین 59
spät
معنی: دیر
نوع: صفت / قید
نمونه: Es ist spät.
دیر است.
تمرین 60
früh
معنی: زود
نوع: صفت / قید
نمونه: Ich komme früh.
من زود می‌آیم.
تمرین 61
morgen
معنی: فردا
نوع: قید زمان
نمونه: Ich komme morgen.
من فردا می‌آیم.
تمرین 62
morgens
معنی: صبح / صبح‌ها
نوع: قید زمان
نمونه: Ich frühstücke morgens.
من صبح‌ها صبحانه می‌خورم.
تمرین 63
vormittags
معنی: قبل از ظهر
نوع: قید زمان
نمونه: Ich habe vormittags Deutsch.
من قبل از ظهر آلمانی دارم.
تمرین 64
mittags
معنی: ظهر
نوع: قید زمان
نمونه: Ich esse mittags.
من ظهر غذا می‌خورم.
تمرین 65
nachmittags
معنی: بعدازظهر
نوع: قید زمان
نمونه: Ich lerne nachmittags.
من بعدازظهر درس می‌خوانم.
تمرین 66
abends
معنی: عصر / شب
نوع: قید زمان
نمونه: Ich sehe abends fern.
من شب تلویزیون نگاه می‌کنم.
تمرین 67
nachts
معنی: شب / شب‌ها
نوع: قید زمان
نمونه: Ich schlafe nachts.
من شب‌ها می‌خوابم.
تمرین 68
mitternachts
معنی: نیمه‌شب / حوالی نیمه‌شب
نوع: قید زمان
نمونه: Der Film beginnt mitternachts.
فیلم نیمه‌شب شروع می‌شود.
تمرین 69
heute
معنی: امروز
نوع: قید زمان
نمونه: Ich lerne heute Deutsch.
من امروز آلمانی می‌خوانم.
تمرین 70
jetzt
معنی: الان
نوع: قید زمان
نمونه: Wie spät ist es jetzt?
الان ساعت چند است؟
تمرین 71
gern
معنی: با علاقه
نوع: قید
نمونه: Ich lerne gern Deutsch.
من با علاقه آلمانی یاد می‌گیرم.
تمرین 72
auch
معنی: هم / نیز
نوع: قید
نمونه: Ich lerne auch Deutsch.
من هم آلمانی یاد می‌گیرم.
تمرین 73
ein bisschen
معنی: کمی
نوع: عبارت قیدی
نمونه: Ich spreche ein bisschen Deutsch.
من کمی آلمانی صحبت می‌کنم.
تمرین 74
noch nicht
معنی: هنوز نه
نوع: عبارت قیدی
نمونه: Ich arbeite noch nicht.
من هنوز کار نمی‌کنم.
تمرین 75
um
معنی: در ساعتِ ...
نوع: حرف اضافه
نمونه: Ich komme um acht Uhr.
من ساعت هشت می‌آیم.
تمرین 76
gegen
معنی: حدودِ ...
نوع: حرف اضافه / قید
نمونه: Ich komme gegen acht Uhr.
من حدود ساعت هشت می‌آیم.
تمرین 77
von
معنی: از
نوع: حرف اضافه
نمونه: Ich arbeite von acht Uhr.
من از ساعت هشت کار می‌کنم.
تمرین 78
bis
معنی: تا
نوع: حرف اضافه
نمونه: Ich arbeite bis sechzehn Uhr.
من تا ساعت شانزده کار می‌کنم.
تمرین 79
von ... bis ...
معنی: از ... تا ...
نوع: عبارت زمانی
نمونه: Ich arbeite von acht bis sechzehn Uhr.
من از هشت تا شانزده کار می‌کنم.
تمرین 80
nach
معنی: بعد از
نوع: حرف اضافه
نمونه: Es ist fünf nach drei.
ساعت سه و پنج دقیقه است.
تمرین 81
vor
معنی: قبل از / مانده به
نوع: حرف اضافه
نمونه: Es ist zehn vor fünf.
ده دقیقه مانده به پنج است.
تمرین 82
Viertel nach
معنی: یک ربع بعد از
نوع: عبارت زمانی
نمونه: Es ist Viertel nach sechs.
ساعت شش و ربع است.
تمرین 83
Viertel vor
معنی: یک ربع مانده به
نوع: عبارت زمانی
نمونه: Es ist Viertel vor drei.
یک ربع مانده به سه است.
تمرین 84
halb
معنی: نیم
نوع: عبارت زمانی
نمونه: Es ist halb acht.
ساعت هفت و نیم است.
تمرین 85
zu Hause
معنی: در خانه
نوع: عبارت مکانی
نمونه: Ich bin zu Hause.
من در خانه هستم.
تمرین 86
zum = zu+dem
معنی: به
نوع: حرف اضافه
نمونه: Ich gehe zum Kurs.
من به کلاس می‌روم.
تمرین 87
am
معنی: در,کنار,به
نوع: حرف اضافه
نمونه: Am Wochenende lerne ich Deutsch.
آخر هفته آلمانی می‌خوانم.

ارسال برای استادUpload / Report

با زدن دکمه ارسال، جواب‌ها، یادداشت و عکس‌های تکلیف برای استاد ارسال و روی هاست ذخیره می‌شود. حداکثر ۳ فایل مجاز است.
حداکثر ۳ فایل، فرمت‌های مجاز: عکس یا PDF، حجم هر فایل حداکثر ۳ مگابایت.